خورشاه بن قباد الحسينى

39

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

چون حاكم على الاطلاق كشور ربوبيّت زمام امور تدبير مملكت و تسخير بلاد ربع مسكون را از عهد ازل و فيض جود لم يزل به قبضهء اقتدار و انامل اختيار جدّ بزرگوار سعيد شهيد ما نهاده و تقويت فرموده و سرير عدالت و مرحمت در بارگاه رأفت و عطوفت بسيار است ضبط و رونق ما قيام و انتظام يافته و سكّهء شيرمردى در ضرّابخانهء دليرى و فيروزى به القاب همايون ما موشّح شده و نداى امامت و خلافت از هاتف غيبى رسيده ، پس بدين [ دليل ] « 1 » به فحواى حديث « الولد سّرّ ابيه » « 2 » ميراث پدر به پسر مىرسد ، ديگر بر عالميان ظاهر و مبرهن است كه چون آفتاب جهانتاب از مشرق اقبال طلوع نمايد مجموع ستارگان نورانى روى به مغرب افول نهند . شعر كشد از كمين تيغ چون شاه مهر * فرو ريزد انجم ز سطح سپهر طلوع ما از جانب مشرق و ظهور شما از صوب مغرب بايد كه به همين قياس كنند ، چون زيارت كعبهء معظّمه تشريفا و تعظيما ركنى از اركان اسلام است و فرض بر همهء مسلمانان ، بايد كه تمام راهها كه به كعبهء معظّمه است ساخته و پرداخته نمايند كه عساكر نصرت مآثر داعيه نموده‌اند كه به زيارت مشرّف شوند و ساورى و پيشكش طيار فرمايند و خطبه و سكّه به القاب همايون ما موشّح و ملقّب گردانند و استادان بنّا و مهندسان دانا كه در آن بلاد و ديار باشند جهت تعمير مساجد [ 30 ] و بقاع خير روانهء درگاه معلّى سازند و خود نيز متوجّه پايهء سرير معلّى « 3 » شوند و الّا كه از فرموده تخلّف و تمرّد ورزد و از حكم ، لازال نافذا فى مشارق الارض و مغاربها ، عدول و انحراف نمايد ، فرزند اعزّ ارجمند ، عماد الدين عبد اللّه بهادر « 4 » را با جماعت امرا و لشكريان سرحدّ قندس « 5 » و بقلان « 6 » و حصار شادمان « 7 » تا نواحى تركستان بدان

--> ( 1 ) . ب : ندارد . ( 2 ) . ب : ابى . احاديث و قصص مثنوى ، ص 406 . ( 3 ) . ت : اعلى . ( 4 ) . ت : عبيد اللّه . ( 5 ) . قندس قندوس قندوز : در ناحيهء طخارستان كه ميان بلخ و بدخشان است قرار دارد . ( تركستان نامه ، ج 1 ، ص 173 ) . ( 6 ) . بقلان : بر وزن مستان ، ولايتى است ميان غزنين و بلخ ( خاتمه شاهد صادق ، ص 56 ) . ( 7 ) . حصار شادمان : شهرى است به ماوراء النهر ( خاتمه شاهد صادق ، ص 86 ) .